تبليغاتX
جاده ی زیبای انتظار
+ نوشته شده توسط نیوشا در جمعه 1385/06/31 و ساعت 0:12 |


 

يه روز تصمیم گرفتم بخاطر مشكلم خودم رو از بالای ساختمان پرت کنم پایین
.................
 
طبقه دهم زوجی رو دیدم که عاشقانه یکدیگر رو در آغوش گرفته بودند
Image Hosted By Imagehigh.com
 
 
طبقه نهم پیتر رو دیدم که مثل همیشه تنها بود و گریه می کرد
Image Hosted By Imagehigh.com
 
 
طبقه هشتم مردی رو دیدم که نامزدش با بهترین دوستش هم خواب شده بود
Image Hosted By Imagehigh.com
 
 
طبقه هفتم دختری رو  دیدم که قرص های ضد افسردگی روزانه اش رو می خورد
Image Hosted By Imagehigh.com
 
 
طبقه ششم شخص بیکار رو دیدیم که هفت تا روزنامه خریده بود و نا امیدانه دنبال کار می گشت
Image Hosted By Imagehigh.com
 
 
طبقه پنجم آقای وانگ رو دیدم که داشت لباش خانمومش رو می پوشید ؟؟
Image Hosted By Imagehigh.com
 
 
طبقه چهارم رز رو دیدیم که مثل همیشه با دوست پسرش جر و بحث می کرد
Image Hosted By Imagehigh.com
 
 
طبقه سوم مرد پیری رو دیدم که امیدوارانه منتظر بود تا کسی زنگ خونه اش رو بزنه و به دیدنش بیاد
Image Hosted By Imagehigh.com
 
 
طبقه دوم لیلی همچنان غصه شوهر گم شده اش رو که از یک سال و نیم پیش نا پدید شده بود را می خورد
Image Hosted By Imagehigh.com
 
 
قبل از اینکه خودم رو از ساختمان پرتاب کنم فکر می کردم من بد شانس ترین فرد دنیا هستم
Image Hosted By Imagehigh.com
 
 
 
Image Hosted By Imagehigh.com
 
 
 
 
الان می دونم که هر کسی مشکلات و نگرانی های خودش رو داره
بعد از اینکه تمام اینها رو دیدم به این موضوع فکر کردم که من اونقدر ها هم بد بخت نبودم
 
 
همه اون آدم هایی که دیدیم الان دارند به من نگاه می کنند
Image Hosted By Imagehigh.com
 
و حتما پیش خودشون فکر می کنند که اونقدر ها هم بدبخت نیستنند
 
 
 
خیلی خوبه که آدم مهم باشه ولی مهم تر از همه اینه که آدم خوب باشه و هر مقامي هم كه باشه مغرور نباشه
+ نوشته شده توسط نیوشا در چهارشنبه 1385/06/01 و ساعت 21:50 |


Powered By
BLOGFA.COM