سالی رو پشت سر گذاشتیم ... یک سال دیگه ... سیصدو شصت و پنج روز دیگه و یا پونصد و بیست و پنج هزارو ششصد دقیقه ... واقعا" سال رو چه طوری اندازه می گیریم؟ ... میلادی یا شمسی؟ ... با دقیقه هاش ... با روزها و شبهاش ... در هر طلوع و یا با هر غروب ... با سانتی متر یا اینچ ... با کیلومتر و یا مایل ... با دقیقه های شادی و یا غم ... به هر صورت یه سال از عمرمون گذشت ، یک سال اززندگی منو تو ...
پونصد و بیست و پنج هزار و ششصد دقیقه که هرگز بر نمی گرده و شاید هرروز دیگه تو حسرت هر دقیقه ی اون باشیم، دقیقه و ثانیه ها و لحظه هایی که می تونستیم در کنار عشقمون سپری کنیم ولی به خاکروبه ی زمان سپردیم.
یعنی عشق هم اندازه داره؟ ... آیا عشق رو میشه با ضربان تند قلب خودمون که هربار به معشوق می رسیم اندازه بگیریم؟آیا عشق رو میشه با لبخندای اون ... با دلهره از جدایی، حتی برا چند دقیقه هم که شده ... با روزای آفتابی و آبی در کنارش ... با بدر کردن سرما تو آغوشش ... با حرارت نفسها، با گرمی دستا ... با هر نگاه اندازه گرفت ؟
ولی نه ... عشق اندازه نمی شناسه، چون برا عاشقی که عشقش کنارشه هر ماه مثل یه روز و هر روز مثل یه دقیقه هستش و برا اون عاشقی که عشقش کنارش نیست، هر ثانیه مثل یه دماه میگذره.
راز عشق اینه که عشق مثل هدیه ای می مونه که با عرضه کردنش رشد می کنه ...
عشق رو به اون کسی بده که شعلش رو تو وجودت روشن کرده ....
عشق رو به اون کسی منتقل کن که در روح و روانش عشق کم نور شده و اگه عاشقی، عشق رو هر طوری که می تونی به دنیا نشون بده و فراموش نکن که عشق رو تو انتخاب نکردی و این عشق هستش که تئ رئ انتخاب می کنه. و تنها کاری که تو می تونی بکنی پذیرش اونهاونم با آغوشی باز و وقتی که عشق رو پیدا کردی سعی کن تا اونو به دیگران هم منتقل کنی، به اون که لیاقت نگهداریش رو داشته باشه
ااگه عاشق کسی شدی که عاشق تو نبود غم رو هیچ وقت به دلت راه نده، چرا که تو پناهکار نیستی و اشکالی هم در تو نیست، این عشق هستش که تصمیم گرفته تا تو قلب اون جا نگیرهو اگه کسی عاشق تو شد که تو عشقی نسبت بهش نداشتی به خودت افتخار کن که عشق در خونت رو زده ولی تو نمی تونی جواب این هدیه رو مثل خودش بدی.
عشق زمان خودش رو داره ... فصل خودش و دلیل خودش برای اومدن و رفتن، عشق همیشه مرموز بوده و خواهد بود >>>> خوشحال باش حتی اگه برا یه دقیقه هم که شده در خونه ی تو اومده.
اصلا" مگه میشه بدون عشق زندگی کرد؟ ... مگه میشه بدون تو بود؟... واقعا" بدون تو دنیا چه رنگی می تونه باشه؟ اصلا" دلم نمی خواد بدونم . می دونی چرا ؟ چون بدون تو بارون میاد ... بدون تو چمن می روید ... غنچه ها گل میشن ... بچه ها بازی می کنن ... رشد می کنن و بزرگ میشن ... ستاره ها برق می زنن ... پرنده ها پرواز می کنن ... بدون تو خورشید طلوع می کنه ...
اما... اما... اما...اما...
بدون تو من میمیرم.... بی تو هرگززززززززززززززززززز
دوستت دارمممممممممممممممممممممممممم